Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘از زندگی ایرانی’ Category

 

 

 

 

داد از ماندن و مبارزه کردن می‌داد… می‌گفت، شماها چرا اینجوری هستین؟! زمان ما همه کار می‌کردیم برای مبارزه، برای زندگی، شماها خودتون رو وا دادید!

فیتیله جنگ بالا هست، خبر می‌دهد که برای عید دارم می‌رم! اینجا دیگر جای ماندن نیست…

گفتیم: ای بابا، شما مگه نگفتی مبارزه کنیم و …

گفت: برو بابا… هر کی می‌تونه باید بگذاره بره!!!

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

– شب چله تمام شد، در میان جمعی که دور هم بودیم، با چندتا از جوان‌ترهای جمع تازه آشنا شدم، قرار اینترنتی گذاشتیم تا صحبت‌های باقی مانده‌مان را دنبال کنیم. در خلال گفتگوی آنلاین‌مان، بحث به اوضاع کشور و بحث جنگ رسید، دوست جوان و تحصیل‌کرده‌م در خلال تحلیل‌های کرده و ناکرده پیش خودش! به گزینه جنگ رسیده بود برای تغییر شرایط موجود!

یاد 8 سال پیش خودم افتادم! به همراه یکی از استادیم سر یک پروژه تحقیقاتی بودیم که از من دعوت به همکاری کرده بود، صحبت‌مان رسید به اوضاع جامعه و نظرم را خواست… هنوز دوره دوره اصلاحات بود، همان بهار اصلاحاتی که در ذهن‌مان باقی‌ست! آمریکا به عراق حمله کرده بود و همه جا صحبت از حمله به ایران می‌کردند… اون زمان نه چندان جدی دنیای سیاست را دنبال می‌کردم و نه مناسبات دور و بر را، سرخوش دوران دانشجویی بودم و روزمرگی‌ها… با کمال رضایت به استادم پاسخ دادم، منم موافق این حمله هستم!

 

– با خواهرزاده‌ام در مورد کتاب خواندن و خصوصاً در مورد رمان و شعر و… گپ می‌زدیم، از اوضاع نابسمان و سواد پایین و نگاه ضعیف نسل خودش می‌گفت، از دوستان مثلاً دانشجویش که هیچ درکی از شعر و ادبیات ندارند و سر کلاس‌ها همه چی به لودگی می‌گذرد! حتی خواندن یک بیت شعر را هم بلد نیستند! خودش هم ناراحت و شاکی بود از این ماجرا.

یاد دوران دانشجوئی خودم افتادم، یاد زمانی که در کلاس‌ ادبیات با وجود اساتید برجسته و فرهیخته‌ای که داشتیم، اقبال ضعیفی می‌شد از این کلاس‌ها، اکثر دانشجوها چندان اهمیتی به این درس نمی‌دادند، و تنها معدودی که درگیر شعر و ادبیات و البته تأمل و فکر کردن بودن، پیگیر و علاقه‌مند بودند…

این دو مثال متفاوت اما با وجه اشتراک زمان دانشجوئی خودم و دوره حال رو بعنوان مشتی نمونه خروار نوشتم تا بیشتر به این نکته دقت کنیم چه دلیلی باعث می‌شه که ما در دوران دانشجوئی و در زمانی که در ارتباط با فرهیخته‌ترین و آگاه‌ترین قشر جامعه که اساتید دانشگاهی‌مون هستیم، کمترین اثرپذیری رو از این فضا می‌بینیم! برای خود من دوران عجین شدن با کتاب‌خوانی و شعر و ادبیات بطور جدی‌تر بعد از دوران دانشگاه اتفاق افتاد، هر چند از ابتدا این رگه‌های علاقه‌مندی درون‌م وجود داشت. همچنین توجه‌ جدی‌م به مسائل پیرامون جامعه و خصوصاً سیاست، متأسفانه این سیکل معیوب همچنان ادامه داره و هیچ تضمینی هم نیست دیگران (دانشجویان فعلی) هم بعد از این دوران توجه‌شان به این مسائل جلب شود و بعنوان نماینده نسل پیشرو جامعه اون اثرگذاری لازم رو بر اطرافیان و جامعه بگذارند، اگر قرار باشد اوضاع به همین منوال برای نسل فرهیخته جامعه‌مان ادامه داشته باشد، نباید افق روشنی را برای جامعه متصور بود!

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

هر از چند گاهی که ریموت به دست گذرم به شبکه محلی‌مان (بیشتر از اسم استانی به دل‌م می‌نشیند!) می‌افتد، دیدن تبلیغات مرتبط با فعالیت‌های شهرداری در بهینه سازی اماکن عمومی و فراهم کردن امکانت رفاهی برای شهروندان از نکات جالب و تأمل برانگیز هست، خصوصاً این روزها که روابط عمومی شهرداری با تبلیغات زیاد، خیلی روی پارکینگ‌های مکانیزه‌ای که در نقاط پر تردد شهری که فاقد جای پارک مناسب و یا پارکینگ عمومی هست، مانور تبلیغاتی می‌کند. از حق نگذریم در چند جای شهر که تردد داشتم این پارکینگ‌های مکانیزه با توجه به این‌که فضای چندانی نیاز ندارند و هزینه زیادی هم برای شهروندان در بر ندارند گزینه مناسبی هستند، اما مسئله این هست که کجا کفاف دهد این باده‌ها به مستی ما!

فقط نقش مُسکنی رو ایفا می‌کنند برای کاهش درد و رنج، وگرنه مسائل و مشکلات این کلان‌شهر خیلی پیچیده‌تر از این‌ها هست که با این مُسکن‌ها درمان شود!

در این اَبرشهر شلوغ و پر تردد با بافت شهری قدیمی، کوچه‌ها و خیابان‌های تنگ و تاریک به جا مانده از دهه چهل و پنجاه شهرسازی در ایران، هنوز دست یافتن به یک استاندارهایی در حد متوسط هم چیز بعیدی به نظر می‌رسد، شتاب توسعه شهری و بهینه‌سازی و فراهم کردن امکانات رفاهی برای شهروندان آنچنان کند صورت می‌گیرد که با این هجمه تبلیغاتی که روابط عمومی شهرداری در شبکه محلی به راه انداخته برای منِ شهروند درگیر با معضلات شهری، این بزرگ‌نمایی‌ها نه تنها باعث جلب اعتماد به مسئولین شهری و سیستم‌ مدیریت شهری نمی‌شود بلکه در نظرم شارلاتن‌هایی می‌آیند که تنها با سیاه نمایی و هدر دادن بودجه‌ای که در اختیار دارند، درصدد نگه داشتن میزهای خود هستند تا انجام کاری مفید برای شهر و شهروندان‌ش… متأسفم آقا یا خانم روابط عمومی تا زمانی که در جای جای این شهر با هزار و یک مشکل ریز و درشت دسته و پنجه نرم می‌کنیم که بیشترش ناشی از سوء‌مدیریت مجموعه شما هست، این سیاه‌بازی و تبلیغات اثرگذار نخواهد بود، چاره‌ای بیندیشید، حرکتی کنید، تغییری ایجاد کنید تا باورتان کنم، این شهر و این شهروندان لایق بیش از این هستند.

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

صبح زود برای انجام یک کار اداری از خونه زدم بیرون. شعبه سرپرستی اداره مربوطه در نقطه‌ای از شهر واقع شده که تعداد زیادی از مطب‌ها و ساختمان‌های پزشکان شهر با گرایش‌های تخصصی و فوق تخصصی مختلف در این نقطه متمرکز شده‌اند. با این‌که صبح اول وقت بود و منطقاً نباید آدم زیادی هنوز در خیابان‌ها‌ باشد اما خیل عظیم مردمی که چشم انتظار پزشکان گرامی در محوطه اطراف ساختمان و مطب‌های پزشکان چشم انتظار بودند با چهره‌هایی که در هر کدام‌شان چیزهای زیادی می‌شد دید از درد و ناراحتی بیماری تا درد نداشتن هزینه درمان و نگرانی‌هایی از این دست، در عین حال که متعجب‌م ‌کرد، بخاطر دیدن این همه آدم متقاضی درمان در صبح به این زودی خیلی ناراحت کننده بود.

این‌که آدم‌ها مریض می‌شوند و برای بهبود پیدا کردن به پزشکان مراجعه می‌کنند چیز چندان عجیبی نیست اما وقتی در یک جامعه آماری کوچک مشاهده می‌کنی که تعداد زیادی از افراد با انواع و اقسام بیماری‌ها مواجه هستند این خیلی تأمل‌ برانگیز و تلخ هست. افراد جامعه‌ای که از تن سالم برخوردار نباشند مطمئناً از روان سالمی هم برخوردار نخواهند بود، دیدن این همه پلشتی در روان آدم‌های جامعه ما بی‌علت نیست… ما خیلی وقت هست که بیمار هستیم و متأسفانه این غده سرطانی هر روز در حال گسترده‌تر شدن هست.

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

 

اخبار تلویزیون ج.ا چند روزی هست که بصورت ویژه روی شهر زنجان مانور تبیلغاتی می‌کند، برای آن همه شوری که در حسینیه معروف زنجانی‌ها و همایش چند ده هزار نفری مراسم سوگواری‌شان وجود دارد…

امروز هم به همچنین، گزارشگر مرکز زنجان بصورت مستقیم با حیاتی، گوینده خبر ساعت 14 در مورد حال و هوای شهر زنجان، از آمدن دسته‌جات و آماده شدن هر چه با شکوهتر شهر برای مراسم عزاداری در این ایام می‌گوید، با این تفاخر که حتی خارجی‌ها هم آمده‌اند (البته نمی‌دانیم این خارجی‌ها از کدام کشور هستند؟ اروپا یا آمریکالی شمالی، در هر صورت عراقی، آذربایجان شوروی، پاکستانی‌ و شاید هم افغان‌های ساکن ایران خارجی محسوب می‌شوند).

گزارشگر محلی در ادامه از آمار باور نکردنی نذورات مردمی تا سقف 2 میلیارد تومان در این روزها می‌گوید! (راست و دروغ‌ش گردن خودش و این‌که بر چه اساسی این آمار را بازگو می‌کند!) اما سر من سوت می‌کشد از شنیدن چنین رقمی! در ذهنم چرتکه می‌اندازم که با این پول که از جیب همین مردم هست چه کارهایی برای بهتر شدن اوضاع زندگی در این شهر می‌شود کرد، چه تعداد کلاس درس، مرکز تفریحی، بیمارستان، کتابخانه، پارک و یا ضروریاتی از این دست می‌شود با این پول ساخت!

گزارشگر در پایان از اتحاد ولایی عزاداران پر شور حسینی در این روز می‌گوید!

و من در ذهن‌م هی تکرار می‌کنم زنجان… زنجان… زنجان… در همه سال اسمی از این شهر و مردم‌ش در تلویزیون ج.ا چرا نشنیدم؟! این‌که مردم زنجان چطور زندگی می‌کنند؟ چه نیازهایی دارند؟ وضع معیشت‌شان چطور هست؟ برای رفع مشکلات‌شان و انعکاس‌ش در سیمای ج.ا چرا گزارشی ندیده‌ام؟ و ده‌ها سؤال دیگر از این دست…

 

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

 

هنوز توهم توطئه دائی‌جان ناپلئونی‌م دارد غلغلکم می‌دهد که این هم کار روباه پیر هست یا نه، اون پشت پرده یکی دارد زیادی خواهی می‌کند و لابی‌ها دیگر مثل سابق کارگر نیست… تبعات این حرکت (حمله به سفارت انگلیس) مشابه حرکت 30 سال پیش‌تان هست که هنوز که هنوزِ دامان‌ ملت‌مان را گرفته هست، این یکی حکم نمک بود که بر زخم کهنه پاشیده باشند، واکنش‌ شورای امنیت سازمان ملل هم مؤیید همین مطلب هست.

سیاست‌بازی قاعده دارد، دشمنی کردن هم قواعد خاص خودش را دارد، برای ایدئولوژی خود قشون‌کشی کردن هم ضابطه دارد… تو دنیای پر تزویر سیاست باید خوب بازی کنید، این همه سال وقت داشتید هنوز همین را هم نفهمیده‌اید! برای خودتان می‌گویم، حساب ملت این بار هم جداست.

این بی‌قاعده دشمنی کردن و عربده‌کشی نسناسانه خیلی وقت هست دوره‌اش سر آمده، در این سال‌های حکمرانی‌تان نشان دادید که هنر دوستی کردن را یاد ندارید، چون این در مرام‌تان نیست! حداقل نشان دهید رسم دشمنی کردن را آموخته‌اید!

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

ریموت کنترل تلویزیون دست من، شما، فرزندتان، پدر یا مادر، خواهزاده یا پسرخاله، یا هر ایرانی دیگر در این کشور پهناور هست. امواج از دور دست‌ها تبدیل به تصاویر و صوت می‌شوند و بر صفحه تلویزیون‌مان نقش می‌بندند. قدرت انتخاب داریم برای اونچه که می‌خواهیم از تماشای تلویزیون دست‌گیرمان شود، آگاهي‌مان بالا برود، سرگرم بشویم، از اخبار مطلع شویم و… انتخاب با خودمان هست چون ریموت کنترل دست ما هست.

 

برنامه‌های شبکه‌های تلویزیون سیمای ج.ا در روزهای محرم:

شبکه یک، شبکه یک شبکه هر ایرانی، یک آخوندی دارد موعظه می‌کند بالای منبر.

شبکه دو، شبکه کودک و نوجوان، یک برنامه کودکی هست که دکور برنامه شبیه تکیه‌های خیابان هست، پر از پرچم یا حسین و..  دو تا نوجوان هم دارند ذکر مصیت می‌گویند به زبانی که نوجوانان خوب و مرتب و اسلامی‌مان تحت تأثیر قرار بگیرند.

شبکه سه،  شبکه جوان‌مان، یک مراسم سینه‌زنی هست در یکی از مهدیه‌های تهران، نعره‌زنان، مویه‌کنان، مداح هم سنگ‌تمام گذاشته!

شبکه 4، شبکه فرهیختگان‌مان، یک میزگرد (دقیقاً هم گرد نیست بیشتر بیضی هست) بررسی وقایع عاشورا و نهضت حسینی و اثرات‌ش در طول تاریخ، یک آقای دکتری که نمی‌دانیم دکتر چی هست! پیراهن مشکی تنش کرده و کلی هم محاسن گذاشته و دارد از فلسفه مداحی و نوحه سرایی می‌گوید.

شبکه 5 شبکه استانی، عزاداری‌های محلی رو نشون می‌دهد، خلاص.

و …

 

برنامه‌های شبکه‌های اون‌ور آب موسوم به لوس‌آنجلسی:

PMC، ویدئو کلیپ یاس رو داره نشون می‌ده.

من و تو 1، داره یک مستند جالب در مورد خشم طبیعت نشون می‌ده.

GEM Music، ویدئو کلیپی از انریکه ایگلسیاس پخش می‌کنه.

بی‌بی‌سی‌ فارسی، بدلیل پارازیت دریافت نمی‌شه!

اندیشه، با یک تحلیل‌گر سیاسی در مورد مسائل ایران و خطرات بروز جنگ صحبت می‌کنه.

صدای آمریکا، جدیدترین اخبار رو که غالباً مربوط به تحولات ایران و سیاست‌های هسته‌ای و تحریم‌های آمریکا و اروپا علیه ایران هست با آب و تاب می‌گوید.

و …

 

 

 

 

 

Read Full Post »

Older Posts »