Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آوریل 2012

 

 

 

 

بعد از روزهای زیاد چشم انتظاری، اولین کار این روزهایم را بر حسب وظیفه انجام دادم، چک کردن میل‌باکس‌م… ذوق زده شدم با دیدن عدد یکی که در میل‌باکسم خودنمایی می‌کرد، قبل از این‌که با این ذغال‌نت! میل رو روئیت بکنم کلی تصورات ذهنی داشتم از ناگفته‌هایت اما… دریغ که که جز یک لینک خشک و خالی کاریابی چیز دیگه‌ای نبود!

.

..

نمی‌دونم باید بخندم به بازی روزگار یا اشک بریزم…

صبوری می‌کنیم…

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

خانم‌ها٬ آقایان، اگر از دیدن آسمان شب لذت می‌برید، تماشای آن را به دوستان‌تان پیشنهاد کنید.

 

بله شاید شما هم مثل من برای شنیدن این جمله از زبان سیاوش صفاریان‌پور، دل‌تان تنگ شده باشد. در این روزهایی که گرفتاری‌های کاری مجالی برای نوشتن در این خانه مجازی نمی‌دهد، شاید تنها خبری که انقدر سر ذوق می‌آوردتم و دلیلی می‌شود که دست به کی‌بورد بشوم، خبر پخش مجدد با سابقه‌ترین برنامه علمی تلویزیون ایران است.

«آسمان شب، طبیعت فراموش شده» بدون شک موفق‌ترین تجربه برنامه‌های علمی تلویزیون ایران در جذب مخاطب عام بود، که امیدوارم در سری جدید این برنامه، تیم برنامه‌ساز این برنامه علمی موفق، با رفع نواقص گذشته که به نظرم مهمترین‌ش نداشتن یک پایگاه اطلاع‌رسانی مستقل (مثل برنامه 90) برای تعامل بهتر مخاطبین بی‌شمار این برنامه و دسترسی راحت به آرشیو این برنامه بود رو مرتفع کنند.

خانم‌ها، آقایان، اگر از دیدن سِری قبلی آسمان شب لذت بردید، تماشای سِری جدید آن را به دوستان‌تان پیشنهاد کنید.

 

 

 

 

 

Read Full Post »

  

عکس

مغرور و ناکام/ عکس از goal.com

  

 

تیکی‌تاکای مهار نشدنی! کهکشانی‌های ویرانگر! حالا فینال چمپیونزلیگ در آلیانس آرنا برگزار می‌شه و برعکس همه پیش‌بینی‌ها نه مردان آقای خاص و نه مردان پپ جوان و پرافتخار، هیچ‌کدام در این فینال حضور نخواهند داشت! چیزی که کمترین کسی می‌تونست پیش‌بینی‌ش کنه اما این حقیقت فوتبال و حقیقت زندگی هست، زمانی که در اوج هستی باید تغییر رو ایجاد کنی.

مردان پرغرور کاتالان و شاهزادگان جاه‌طلب مادریدی زمانی متوجه شدند که رویای قهرمانی تبدیل به کابوس شده که در حضور چشمان هزاران هوادار متحیر خود، سر در گریبان فرو بردند… شکستی که این دو غول بزرگ اسپانیا و اروپا خوردند، فارق از شجاعت مثال زدنی آبی‌پوشان لندنی که با هدایت دی‌متئو جوان کاری شبیه به معجزه مقابل بارسلونا انجام دادند و تلاش، انگیزه و امید مثال زدنی مردان یوپ هاینکس باتجربه در جهنم مادرید، درس بزرگی برای فوتبال و علاقه‌مندان‌ش‌ داشت… با تلاش، امید و مبارزه می‌توان از هر قله‌ای عبور کرد، ولی زمانی که برفراز هر قله‌ای ایستادی دست از تلاش برای فتح قله‌های دیگر برنداری و دچار غرور نشوی.

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

من امروز کجام‌ُ!

.

..

تو امروز کجایی؟

 

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

 

خیلی رک و راست بهش گفتم،  توی این مدت فکر می‌کردی خیلی زرنگ بودی؟! نه عزیز دلم، خودم رو زده بودم به کوچه علی‌چپ تا ببینم به توهم زرنگ بودنت تا کِی ادامه می‌دی.

بهش گفتم زندگی شخصی‌ت به خودت مربوطه اما این‌که بهم می‌گی فلانی رو دوست دارم ولی نقشه هم‌آغوشی با دیگری رو می‌کشی اسم‌ش زرنگی نیست، هرزگی هست… هر چند هرزگی تو در زندگی شخصی‌ت هم به خودت مربوط هست، اما این‌که این رفتارت بخواد روی روابط کاری من و تو اثر بگذاره به من مربوط می‌شه… من وقت اضافی برای قمار کردن بخاطر معشوقه تو ندارم.

از نظر من آدمی که توی زندگی شخصی‌ش نتونه کدهای اخلاقی رو رعایت کنه، مطمئناً ارزش این رو نداره که بهش اعتماد کنی… حالا تصمیم با خودت هست، زرنگ!

 

 

 

 

Read Full Post »

 

 

 

 

روز سیزدهم فروردین ماه سال 1391 هم به پایان رسید، درست مثل سایر روزها و شب‌های نوروزی در یک چشم برهم زدن، این رو می‌شه حتی از لب و لوچه آویزون بچه‌های خانواده که از فردا باید برن سراغ درس و کتاب و مدرسه به وضوح دید! شتاب لحظه‌ها مثل همیشه ملموس هست.

فردا برای من اولین روز کاری در سال جدید نیست، چون از روز سوم فرودین ماه عملاً سر کار و بارم هستم، بالاخره آقای خود و نوکر خود بودن این چیزها رو هم دارد، نه از حقوق، پاداش و مرخصی خبری هست، نه از تشکر و تنبیه جناب رئیس، با این همه چون مملکت گل و بلبل‌مان تعطیل بوده ناخواسته حجم کارهای ما هم کم می‌شود باید منتظر بمانیم ملت از سفرها نوروزی و تعطیلات برگردند تا زندگی ما هم به روال معمول خودش برگردد… شکایتی نیست، چون این روزها فرصتی داشتم یکمقدار کارهای عقب افتاده روزهای آخر سال 90 را سر و سامان بدهم و بیشتر از همه بر روی برنامه‌های زندگی و کارم در روزهای آتی برنامه‌ریزی کنم… هر چند با این ذهن آشفته و دل نگران… کار سختی هست.

ناگزیرهای زندگی گاهی آدم را به سمت و سویی می‌کشاند که باید قدم برداشت و مسیر را پیمود، با امید به این‌که در مسیری که دل‌مشغولی ذهن و روحت هست قرار خواهی گرفت… این روزهای من هم چنین می‌گذرد… دلم سخت تنگ هست اما می‌دونم که جز صبوری راهی ندارم… تفعلی که به دیوان خواجه شیراز زدم همین را توصیه کرد… با این واژه در همه سال‌های زندگی‌م مأنوس بوده‌ام… صبر… صبر… صبر… پس صبوری می‌کنم.

برای همه هموطنان‌م در سال جدید هر کجای این کره خاکی که هستند آرزوی بهترین‌ها را دارم… امنیت، سلامت، آرامش، رفاه و شادی در کنار عزیزان‌تان… امیدوارم شما هم اگر در بِزنگاه‌ زندگی‌تان قرار دارید مثل من، با تلاش، امید و صبوری، به همه اونچه که دوست دارید دست یابید.

 

 

 

 

 

 

Read Full Post »