Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آوریل 2011

دیروز فرصتی دست داد تا در یکی از پارک‌های شهر برای چند لحظه‌ای با یکی از دوستانم در مورد برنامه کاری جدید‌مان گپی بزنیم و البته از فرصت بودن در هوای بهاری در یک پارک زیبا که کلی خاطرات دوران کودکی‌م  با دیدن‌ش در ذهن‌م تداعی شد، حض وافری ببرم.

صحبت‌مان در خلال مسأله کاری به سیاق معمول رفت به سمت موانع کار و مشکلاتی که پیش‌رو داشتیم و البته خیلی از این موانع هم صرفاً بدلیل شرایط خاص کشور ما بود، وقتی بحث‌مان به اینجا رسید افتادیم روی دور شکایت از شرایط موجود و تأسف خوردن از بابت همه سرمایه‌های مادی و معنوی که در این کشور داریم اما بدلیل سؤمدیریت و افکار دگم حاکم بر سیستم کشور و… براحتی هرز می‌رود.

با این که در پارک قدم می‌زدیم و طبیعتاً مردم حاضر در چنین مکانی باید دارای شور و نشاط  و از روحیه بشاشی برخوردار باشند، اما دیدن چهره‌های غمگین و خموده مردمی که زیر بار فشارهای اقتصادی کمرشون خورد شده و در این نابسامانی‌های اجتماعی و عدم ثبات هر لحظه‌شون رو با استرس سپری می‌کنند کاملاً هویدا بود، خانواده‌هایی که با پهن کردن یک زیرانداز دور هم حلقه زده بودن و چشم دوخته بودن به دیگرانی که از کنارشون عبور می‌کردند و شاید با نگاه به دور دست‌ها حسرت روزهایی که باید می‌داشتند اما سال‌هاست که از کف‌شون رفته رو در ذهن مرور می‌کردند.

توی این فضای ذهنی بودم که دیدن چند تا جوان که بصورت کاملاً خودجوش شروع کردن به عبور از مسیرهای مارپیچی فرضی از لا به لای جمعیتی که با تعجب به کار اون‌ها نگاه می‌کردند و لبخندی که به لب‌هاشون نقش می‌بست از این سرخوشی‌ کودکانه این جوانان بلند بالا، توجه‌م رو به خودش جلب کرد. بیشتر از این که نگاه‌م به حرکات این جوان‌ها باشد نگاه‌م متوجه فیدبک مردم اطراف بود که بلا استثناء به این حرکت لبخند می‌زدند و از خندیدن به این حرکت ابایی نداشتند، زن‌ها و مرد‌هایی که در نگاه‌شان می‌شد براحتی خواند که میل حضور در این سرخوشی کودکانه بدجور به روح‌شان تلنگر می‌زند.

فلش ماپ (به صورت خلاصه فلش ماب یعنی اینکه یک سری آدم الکی خوش، از قبل با ایمیل یا به صورت دیگر با هم قرار می‌گذارند که در یک زمان مشخص وارد یک مکان عمومی شوند و ناگهان شروع کنند به شلوغ‌کاری و حرکات موزون و شیرین‌کاری!) اجرایی این جوان‌ها شاید مثل خیلی از چیزهای دیگرمان که با آنچه که در دنیای امروز انجام می‌شود تفاوت ماهیتی داشت اما فلسفه کارشان و اثرگذاری‌ش بر آدم‌های غم‌زده، افسرده و خسته جامعه‌شان خیلی بیشتر از اونچه که حتی در ذهن‌شان بود، خودش را در آن لحظات کوتاه نشان داد، مثل یک آمپول پر از نشاط و شادی که بر پیکر یک آدم غمگین و افسرده که سال‌ها در حسرت یک لبخند بسر می‌برد، این فلش‌ماپ اثرگذار بود، من اونجا بودم و با چشم‌های خودم دیدم اثر این معجزه کوچک را، و در دل احسنت گفتم به این جوان‌هایی که با درایت، خلاقیت، نشاط، و امیدی‌شان از دیوار سیاهی و غم پریدن و به دیگران و خود من نشان دادند که در این شرایط سختی و تاریکی حاکم هم باید زندگی کرد و امید داشت و با این دل‌خوشی‌های کودکانه و کوچک همچون سنگ‌ریزه‌ای کوچک می‌توان موجی بزرگ از امید و شادی بر کالبد جامعه ایجاد کرد تا دوشادوش یکدیگر از دیوار سیاهی و غم عبور کنیم با امید و شادی‌های‌مان…

پی‌نوشت: امیدوارم این حرکت‌ها (فلش‌ماپ‌ها) در بین خیل عظیم جوانان پارک‌برو و خیابان‌رو ایرانی با استقبال خوبی رو رو شده و تبدیل به یک فرهنگ رفتاری مثبت شود، شاید این ‌گونه رفتارها همچون آلترناتیوی باشد در مقابل هرزه‌گویی و مزاحمت‌هایی که متأسفانه مثل یک اپیدمی در بین قشر غالباً جوان جامعه‌مان شایع است، شاید اینگونه کمی از کژی‌های جامعه ایرانی کاسته شود و از این انرژی بالای جامعه جوان در جهت برداشتن قدم‌های مثبت و دمیدن نشاط و شادی به کالبد جامعه‌ی غم‌زده‌مان استفاده کنیم.

Read Full Post »

… 

شبی گفتی که دل را، می‌کَنی از هر چه زیبائی‌ست…

و دل خواهی بُرید از آرزوهایی که رویائی‌ست…

و با اندوه گفتی، زندگی یک شعر بی‌معنی‌ست…

نباید خواند شعری را که ابیاتش تمناعی‌ست…

تمناهای شاید، ساده و بی‌ارزش اما دور…

تمناهای ناممکن، که گاهی اوج رسوائی‌ست…

.

.

.

در اینجا رقص می‌میرد…

در اینجا ساز می‌سوزد…

در اینجا فکر می‌پوسد…

در اینجا عشق اوج رسوائی‌ست…

 

(آهنگ اوج رسوائی از گروه هاوار رو از اینجا دانلود کنید)

 


Read Full Post »

اخراج په‌په/ عکس از گل

پرده سوم از چهارگانه اِل‌کلاسیکو پایان خوشی برای مورینیو و شاگردانش نداشت. شکست با نتیجه 2- 0 در زمین خودی، امید چندانی برای مردان برنابئو برای بازی برگشت باقی نگذاشت، خصوصاً این‌که مادریدی‌ها در 2 بازی گذشته به لطف اندیشه آقای خاص در بکارگیری بازیکن پرانرژی و خشنی همچون په‌په در خط میانی، عملاً بازیکنان اثرگذار بارسائی‌ها رو از کار انداخته بودن، و په‌په همچون واکسنی مادریدی‌ها رو از تیکی‌تاکای بارسلونا مصون نگه داشته بود. حالا در بازی برگشت بدون این مهره کلیدی و همچنین راموس و با خوردن دو گل، باعث می‌شه تا خوش‌بین‌ترین هوادار رئال‌مادرید هم شانسی برای تیم محبوب‌شون برای حضور در فینال لیگ قهرمانان متصور نباشند.

یک نکته جالب در این بازی، ضربه‌ای بود که تیم رئال از نقطه قوت‌ش از مردان پپ خورد! جنگ روانی یا به تعبیری موذیانه بارسلونایی‌ها عامل مهمی بود که باعث عصبانی بازی کردن بازیکنان مادریدی شد تا در نهایت په‌په همیشه عصبانی و خشن که در عین حالی که نقطه قوت تاکتیک تیمی رئال در 2 بازی گذشته بشمار می‌رفت تبدیل به پاشنه آشیل تیم‌ش شود تا پس از اخراج او شیرازه رئالی‌ها از هم پاشیده شود.

تقابل اندیشه‌های گواردیولا و مورینیو در این بازی شاید در تاکتیک بازی به نفع آقای خاص بود (علی‌رغم باخت تیم‌ش) اما اون چیزی که عامل اصلی برد بارسلونا در این بازی بود استراتژی روانی این تیم بود که عامل مهم و اثرگذار در تغییر روند بازی و برد این تیم شد.

Read Full Post »

دور باش اما نزدیک، من از نزدیک بودن‌های دور می‌ترسم…

 

وقتی داشتم این مسیج رو می‌خوندم هراسی از دور و نزدیک بودن آدم‌های دور و برم نداشتم، به این فکر می‌کردم که خیلی وقت‌ها دور بودن آدم‌های نزدیک در عین حال که بنظر دردآور می‌آید اونطورهام بد نیست! چون این روزها درگیر همین دور بودن آدم‌های نزدیک به خودم هستم! به خوبی درک می‌کنم که شاید این فرصتی هست برای دیدن آدم‌های به ظاهر دوری که از هر نزدیکی نزدیک‌تر هستند…

آدم‌هایی دوری که برای درک همدیگر نیازی به گذر از دیوار فاصله‌ها نیست و از خیلی دور هم می‌تونی غم و شادی‌شون رو حس کنی، شاید امکان این رو نداشته باشی که از این فاصله دور دست‌ش رو توی دستت بگیری و رخ به رخ بهش بگی غصه نخور من اینجام، کنارت… اما از همین دورهای دور هم بدون هیچ حرف و حدیث، بدون گفتن هیچ کلمه‌ای با حرف‌های ناگفته‌ت هم می‌تونی بهش بگی کنارتم، به یادتم، غم و شادی‌ت برام مهم هست، بودن‌ت برام با ارزش هست… و همه این‌ها می‌تونه از این فاصله دور دور و در سکوت اتفاق بیفته…

Read Full Post »

یک لحظه مکث کردم. نگاهش کردم و یک‌دفعه به فارسی گفتم: «دمت گرم… ایرانی هستی؟»

از جایش بلند شد و به فارسی گفت: «بی‌خیال… راست می‌گی؟»

دست دادیم و روبوسی کردیم. خوشبختانه در آن ساعت بعدازظهر کسی آن دور و برها نبود، چون دیدن این صحنه‌ها برای غیرایرانی‌ها کمی عجیب و سؤال‌برانگیز است.

اسمش حامد بود و سه سالی می‌شد که از ایران به اسپانیا آمده بود. وقتی فهمید روزنامه‌نگار هستم داشت شاخ در می‌آورد و وقتی فهمید بچه شرق تهران هستم، شاخ‌هایش بزرگ‌تر شد و وقتی دانست که متولد آذر هستم، شاخ‌هایش به نهایت بلندی رسید، چون خودش هر سه‌ی اینها بود. در ایران چند سالی سابقه‌ی روزنامه‌نگاری داشت و هنوز هم عاشق این حرفه بود. او می‌گفت تا حالا هیچ‌کس از ایران به اینجا نیامده. دلیلش هم مشخص است. جوان‌های ایرانی یا اهل سفر نیستند یا اگر هم باشند، گرفتن ویزای اروپا برای‌شان مشکل است و از آن گذشته، حس ماجراجویی و کشف جاهای ناآشنا در آن‌ها کمتر است. به این مسأله باید مسائل اقتصادی را از یک طرف و تلقی ما از مسائل اقتصادی را هم از طرف دیگر اضافه کرد. درست است که وضعیت بد اقتصادی باعث می‌شود پولی برای سفر باقی نماند، اما فراموش نکنیم که ما بیش از جوانان دیگر نقاط دنیا درگیر تجملات هستیم. برای یک جوان استرالیایی یا ژاپنی یا انگلیسی، رفتن به سفر مهم‌تر از داشتن موبایل است. اغلب جوان‌های ما یک میلیون تومان پول موبایل می‌دهند و فقط گوشی‌های‌شان می‌تواند همه‌ی زندگی یک جوان اروپایی را بخرد و آزاد کند، اما پای‌شان را از شهرشان بیرون نگذاشته‌اند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به جای کشف سرزمین‌های دیگر، برای دوستان‌شان smsهای بی‌‌مزه بفرستند…

  (مارک و پلو (مجموعه‌ای از سفرنامه‌ها و عکس‌ها)/ منصور ضابطیان/ نشر مثلث)

 

  

پی‌نوشت: در روز جهانی کتاب، خوندن کتاب ساده و صمیمی منصور ضابطیان به نظرم فرصتی هست برای دور شدن از جریان خطی زندگی‌هامون و نگاه به زندگی از زوایه‌ای دیگر، به این که می‌شود برای استفاده از این فرصت زندگی راه‌های دیگری رو غیر از جریان یکنواخت و تکراری در زندگی رفت.

Read Full Post »

کریستیانو رونالدو/ عکس از گل

بازی دوم از چهارگانه رویارویی رئال و بارسلونا، با تحقق رویای مادریدی‌ها و شکست بارسلونا سرانجام به حقیقت پیوست، تا بعد از 5 باخت پی‌در‌پی و یک تساوی مقابل بارسلونا، رئالی‌ها در فینال کوپا دل‌ری (جام حذفی) با اندیشه‌های تاکتیکی مربی ممتازشون مورینیوی خاص و هنرنمایی فوق‌ستاره تیم‌شون کریستیانو رونالدو، کابوس شکست‌های مکرر را تبدیل به رویای شیرین قهرمانی در جام‌حذفی کنند تا تیم رئال‌مادرید بعد از 18 سال و همچنین مورینیو به اولین جام‌ش با کهکشانی‌های 2، دست پیدا کنند. هر چند جریان این بازی با بازی شنبه شب دو تیم تفاوت‌های زیادی داشت و مردان کاتالان پرشورتر و زیباتر از بازی گذشته، در این بازی هنرنمایی کردند اما در نهایت نتواستند در شب درخشش ایکر مقدس از سد این دروازه‌بان بزرگ عبور کنند تا در پایان 120 دقیقه تلاش دو تیم، تابلوی ورزشگاه مستایا با اعلام نتیجه یک بر صفر به سود رئال‌مادرید نشان‌گر برتری قوهای سفید شهر مادرید بر مردان بندر بارسلون باشد.

پی‌نوشت: برای دیدن گزارش تصویری این بازی به اینجا مراجعه کنید.

Read Full Post »

این متن کاملاً جدی نوشته شده است، باور بفرمائید!!!

«هوا بد است، تو با کدام باد می‌روی؟»

 

پیرو صادر شدن قبض گاز نوبت اخیرمان (اواسط بهمن ماه 89 تا اواسط فروردین ماه 90) به مبلغ 22000 هزار ریال برای پرداخت!!! و با توجه به اين كه پيوسته در خبرها مي‌خوانیم كه قبض‌های گاز  تا 50 برابر افزایش بهاء داشته‌اند، و با توجه به نیامدن بهاء نجومی در قبض گاز اخیر ما، لذا بنده تا اطلاع ثانوی حمایت خودجوش و قاطع خود را در سال جهاد اقتصادی از طرح مسیحای اقتصادی (هدفمند کردن یارانه‌ها) از همین‌جا اعلام می‌دارم و عرض می‌کنم که همه حرف و حدیث‌های مطرح شده در مورد افزایش نجومی بهاء قبوض‌ گاز صادر شده چیزی نیست جنگ رسانه‌ای و توطئه استکبار جهانی خصوصاً آمریکا، اسرائیل و روباه پیر نابکار انگلیس… تکبیر.

Read Full Post »

Older Posts »